هرمنوتیک فلسفی در اندیشه گادامر
59 بازدید
محل نشر: قبسات » بهار 1381 - شماره 23 » (16 صفحه - از 24 تا 39)
نقش: نویسنده
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
علی ربانی گلپایگانی* چکیده هرمنوتیک فلسفی که مارتین هایدگر آن را بنیان نهاده بود، مورد نقد برخی از متفکران پیرو سنتِ ایده‏آلیستی آلمان قرار گرفت. گادامر در دفاع از هرمنوتیک فلسفی با التزام به اصول مطرح شده هایدگر، اندیشه‏های جدید خود را در این باره مطرح کرد. هستی‏شناسی فهم و تجربه و تاریخ‏مندی آن دو، هستی‏شناسی زبان و جای‏گاه هرمنوتیکی آن، منطق مکالمه یا دیالکتیکی بودن فهم و معرفت، ادغام افق‏ها، رابطه متن و تأویل‏کننده یا خواننده آن، پیش‏فرض‏های فهم و تأویل مفاهیم و اصول محوری هرمنوتیک فلسفی گادامر را تشکیل می‏دهند. وی در تأکید خود بر دیالکتیکی بودن فهم و معرفت، وام‏دارِ افلاطون و هگل است. چنان‏که در تأکید بر جنبه کارکردی و پراگماتیسمی فهم از حکمت عملی ارسطو الگوبرداری کرده است. اهتمام گادامر به تفسیر متن، که در آغاز در هرمنوتیک فلسفی هایدگر چندان مورد توجه نبود، هرمنوتیک فلسفی را کاربردی‏تر و قابل فهم‏تر کرده است. این اهتمام از نگرش خاص گادامر به زبان نشأت می‏گیرد که اندیشه‏ای کاملاً ابتکاری به شمار می‏رود. او زبان را صرفا وسیله‏ای برای بیان و انتقال افکار نمی‏داند. بلکه برای زبان هویتی عینی قائل است که نقش انسان درک و شناخت آن است نه وضع و ساختن آن. اندیشه‏های گادامر را برخی از معاصران آلمانی وی چون اریک هرش و هابرماس نقد کردند. اساسی‏ترین نقد هرمنوتیک فلسفی دو مطلب است: یکی این‏که روش‏شناسی فهم را چندان جدی نمی‏گیرد. کاری که در کانون هرمنوتیک ماقبل فلسفی قرار داشت. با این که بدون داشتن روش استوار منطقی برای فهم، دست یافتن به فهم میسور نخواهد بود. دیگری این‏که این تفکر فلسفی به نسبی‏گرایی و شکاکیت لجام‏گسیخته‏ای در معرفت می‏انجامد. واژگان کلیدی: هرمنوتیک فلسفی، هرمنوتیک، متون فهم، گادامر، تأویل، تفسیر
آدرس اینترنتی